معنی ۱neutral · 90%
پولی که افراد یا شرکتها طبق قانون باید به دولت پرداخت کنند
مثالهای طبیعی
The price includes tax.
قیمت شامل مالیات است.
The company paid taxes on its profits.
شرکت بابت سود خود مالیات پرداخت کرد.
There is a tax on some products.
بر برخی محصولات مالیات وضع شده است.
نکتهٔ کاربردی
`Tax` در معنی کلی غیرقابلشمارش و برای مالیاتها یا انواع مشخص مالیات قابلشمارش است.
ترکیبهای رایج
— مالیات قانونی را به دولت پرداخت کردن

