قطرهٔ کوچکی از مایع که هنگام گریه از چشم بیرون میآید.
مثالهای طبیعی
A tear rolled down his cheek.
اشکی روی گونهاش سرازیر شد.
I saw tears in her eyes.
در چشمانش اشک دیدم.
My mother wiped away a tear of joy.
مادرم اشک شوقی را پاک کرد.
نکتهٔ کاربردی
Tear به معنی اشک، از نظر آوایی مانند near است، نه tear به معنی پارگی.
