معنی ۱neutral · 82%
بدون گریهکردن یا نشاندادن اشک، حتی در وضعیتی که انتظار گریه میرود.
مثالهای طبیعی
Her tearless acceptance speech surprised the audience.
سخنرانی پذیرش جایزهٔ او که بدون اشک بود، تماشاگران را غافلگیر کرد.
He remained tearless as the train pulled away.
هنگامی که قطار حرکت کرد، او اشکی نریخت.
The narrator remembers her father’s tearless eyes.
راوی چشمهای بیاشک پدرش را به یاد میآورد.
نکتهٔ کاربردی
tearless نبود اشک را توصیف میکند، نه لزوماً نبود اندوه، محبت یا سوگواری.
