نکته یا شرط کوچک در یک قانون یا رویه که میتواند نتیجه را تغییر دهد.
مثالهای طبیعی
The case was dismissed on a technicality.
پرونده به دلیل یک ایراد شکلی مختومه شد.
A technicality delayed the approval by two weeks.
یک نکتهٔ شکلی، تأیید را دو هفته عقب انداخت.
Their win was overturned because of a technicality.
پیروزی آنها به دلیل یک ایراد شکلی لغو شد.
نکتهٔ کاربردی
نامیدن یک قانون به عنوان technicality گاهی القا میکند که نسبت به موضوع اصلی کماهمیت است، حتی اگر نتیجه را تعیین کند.
