از شمارِ زیادی موجود زنده، فعالیت یا اندیشه پر و لبریز بودن.
مثالهای طبیعی
The forest teems with insects after the rains.
پس از بارانها جنگل پر از حشره میشود.
At sunrise, the docks were teeming with workers.
هنگام طلوعِ آفتاب، اسکلهها مملو از کارگران بودند.
Her notebook teemed with ideas for the exhibition.
دفترچهاش پر از ایدههایی برای نمایشگاه بود.
نکتهٔ کاربردی
معمولاً teem with استفاده میشود، نه teem + مفعولِ مستقیم. صورتِ teeming شکلِ -ing همین فعل است.
