معنی ۱neutral · 95%
مرتبط با افراد سیزده تا نوزدهساله
مثالهای طبیعی
She has a teenage son.
او یک پسر نوجوان دارد.
Teenage students often use this library.
دانشآموزان نوجوان اغلب از این کتابخانه استفاده میکنند.
They discussed common teenage problems at school.
آنها در مدرسه دربارهٔ مشکلات رایج نوجوانان صحبت کردند.
نکتهٔ کاربردی
teenage معمولاً پیش از اسم میآید، مانند teenage son یا teenage students.

