انتقال پیامهای نوشتاری از فاصلهٔ دور به کمک سیگنالهای الکتریکی یا رادیوییِ رمزگذاریشده.
مثالهای طبیعی
The museum demonstrates telegraphy with a working Morse key.
موزه با یک کلید مورسِ فعال، کار تلگرافنگاری را نمایش میدهد.
Some radio enthusiasts still practise telegraphy.
برخی علاقهمندان ارتباطات رادیویی هنوز تلگرافنگاری را تمرین میکنند.
Telegraphy made long-distance messages much faster in its day.
تلگرافنگاری در زمان خود، ارسال پیامهای دوربرد را بسیار سریعتر کرد.
نکتهٔ کاربردی
telegraphy معادل معمول پیامکفرستادن یا ایمیل نیست؛ نام روشی مشخص برای ارسال سیگنال است که بیشتر در مباحث تاریخی یا رادیویی دیده میشود.
