معنی ۱neutral · 80%
با استفاده از تلفن با کسی تماس گرفتن.
مثالهای طبیعی
I telephone my mother every week.
من هر هفته به مادرم تلفن میکنم.
She telephoned her doctor yesterday.
او دیروز به پزشکش تلفن کرد.
He telephones his office every morning.
او هر صبح با محل کارش تماس تلفنی میگیرد.
نکتهٔ کاربردی
Telephone فعل درستی است، اما در انگلیسی روزمره معمولاً call رایجتر است. Telephone بیشتر در موقعیتهای رسمی یا در برخی کاربردهای انگلیسی بریتانیایی دیده میشود.

