دادن اطلاعات به کسی از طریق صحبت کردن یا نوشتن.
معادلها در زبانهای پایه
فارسی
گفتن
Deutsch
mitteilen
Հայերեն
ասել
asel
مثالهای طبیعی
She tells me the news every morning.
او هر صبح خبرها را به من میگوید.
He told me that he was tired.

هر روز، یک قدم جلوتر در مسیر یادگیری زبان
در حال آمادهسازی مسیر یادگیری…مدخل آموزشی تأییدشده
بریتانیایی: /tel/آمریکایی: /tel/
فعل tell یک هجا دارد و همان هجای تنها با تکیه تلفظ میشود.
معادلها در زبانهای پایه
فارسی
گفتن
Deutsch
mitteilen
Հայերեն
ասել
asel
She tells me the news every morning.
او هر صبح خبرها را به من میگوید.
He told me that he was tired.
او به من گفت که خسته بود.
My teacher tells us the answer.
معلمم جواب را به ما میگوید.
Tell معمولاً به شخصی نیاز دارد که اطلاعات را دریافت میکند. بگو tell someone، نه tell to someone.
I told to my friend the story.
I told my friend the story.
بعد از tell، شخصی که اطلاعات را دریافت میکند مستقیماً میآید و قبل از او to استفاده نمیشود.
وقتی اطلاعاتی را به کسی میدهی، از tell استفاده کن. الگوی tell + person + information و شکلهای بیقاعدهٔ tell، told، told را به خاطر بسپار.
جملهٔ درست را انتخاب کن.
معادلها در زبانهای پایه
فارسی
به کسی گفتن که کاری را انجام دهد
Deutsch
sagen
Հայերեն
ասել
asel
She told me to sit down.
او به من گفت بنشینم.
My doctor told me to rest.
پزشکم به من گفت استراحت کنم.
He tells his son to study.
او به پسرش میگوید درس بخواند.
برای دادن دستور، توصیه یا فرمان از الگوی tell + person + to + verb استفاده کن.
She told me study.
She told me to study.
بعد از tell someone، وقتی دستور یا کاری را که باید انجام شود بیان میکنی، از to + verb استفاده کن.
برای دادن راهنمایی، توصیه یا دستور، از tell someone to do something استفاده کن. الگو این است: tell + person + to + verb.
جمله را کامل کن: He told me ___ early.