معنی ۱neutral · 90%
برای مدت زمانی محدود و نه بهطور دائمی
مثالهای طبیعی
We temporarily moved the team to another floor.
ما تیم را موقتاً به طبقهٔ دیگری منتقل کردیم.
The station is temporarily closed for repairs.
ایستگاه برای تعمیرات موقتاً بسته است.
Temporarily, the family will stay with relatives.
فعلاً خانواده نزد بستگان میماند.
نکتهٔ کاربردی
`Temporarily` تأکید میکند که وضعیت دائمی نخواهد بود.
ترکیبهای رایج
— برای مدت محدودی بسته
