چیزی که فقط برای مدتی کوتاه یا محدود وجود دارد یا ادامه پیدا میکند.
مثالهای طبیعی
She has a temporary job this summer.
او تابستان امسال یک شغل موقت دارد.
The new bridge is only temporary.
این پل جدید فقط موقتی است.
We moved to a temporary office during repairs.
هنگام تعمیرات به یک دفتر موقت نقلمکان کردیم.
نکتهٔ کاربردی
Temporary در برابر permanent قرار میگیرد؛ لازم نیست چیزی فقط یک روز دوام داشته باشد تا temporary باشد.
