با وجود دشواری یا مخالفت، همچنان سخت برای رسیدن به هدف تلاشکننده.
مثالهای طبیعی
The tenacious runner regained the lead near the finish.
دوندهٔ سرسخت نزدیک خط پایان دوباره پیشتاز شد.
She remained tenacious through several setbacks.
او با وجود چندین شکست، همچنان پیگیر و مصمم ماند.
The volunteers became more tenacious after the rejection.
داوطلبان پس از ردشدن درخواستشان مصممتر شدند.
نکتهٔ کاربردی
tenacious معمولاً تحسینآمیز است، اما در برخی زمینهها میتواند لجاجت یا حاضرنبودن به سازش را هم برساند.
