اندامِ باریک و پیچانی در گیاهِ بالارونده که برای تکیهکردن به چیزها دورِ آنها میپیچد.
مثالهای طبیعی
One tendril curled tightly around the fence wire.
یک پیچکِ گیاه محکم دورِ سیمِ حصار پیچید.
The sketch shows tendrils reaching toward a wooden stake.
در طرح، پیچکهایی دیده میشوند که به سوی یک تیرکِ چوبی پیش میروند.
Each tendril helps the pea plant find support.
هر پیچک به بوتهٔ نخود کمک میکند تکیهگاهی پیدا کند.
نکتهٔ کاربردی
در توصیفهای گیاهشناسی، tendril اغلب به دورِ تکیهگاه میپیچد، حلقه میزند یا چنگ میاندازد.
