معنی ۱neutral · 87%
ده برابرِ مقدار پیشین یا ده برابر مقدار دیگری.
مثالهای طبیعی
The programme recorded a tenfold increase in applications.
این برنامه افزایش دهبرابری درخواستها را ثبت کرد.
A tenfold price rise would hurt small restaurants.
افزایش دهبرابری قیمت به رستورانهای کوچک آسیب میزند.
Researchers found a tenfold difference between the two samples.
پژوهشگران میان دو نمونه اختلافی دهبرابری یافتند.
نکتهٔ کاربردی
tenfold یعنی مقدار به ده برابر برسد؛ افزایش دهبرابری از ۱۰ به ۱۰۰ میرسد، نه ۲۰. این صفت پیش از اسم قرار میگیرد.
