حالت، فضای غالب یا جهتگیری کلیِ یک سخنرانی، بحث یا موقعیت.
مثالهای طبیعی
The tenor of the meeting changed after the announcement.
پس از آن اعلام، حالوهوای جلسه تغییر کرد.
Her remarks reflected the serious tenor of the debate.
سخنان او فضای جدی بحث را بازتاب میداد.
A more hopeful tenor emerged as proposals improved.
با بهترشدن پیشنهادها، فضای امیدوارکنندهتری شکل گرفت.
نکتهٔ کاربردی
در این معنی معمولاً با of میآید: the tenor of a debate. به tone نزدیک است، ولی بیشتر به جهت یا فضای کلی اشاره دارد.
