مربوط به نیرویی که مادهای را میکشد یا تحت کشش قرار میدهد.
مثالهای طبیعی
Engineers tested the cable’s tensile strength.
مهندسان مقاومت کششی کابل را آزمایش کردند.
The fabric has impressive tensile resistance.
پارچه مقاومت چشمگیری در برابر کشش دارد.
Sudden tensile stress caused the thin wire to break.
تنش کششی ناگهانی باعث پارگی سیم نازک شد.
نکتهٔ کاربردی
tensile نیروهای ناشی از کشیدن را بیان میکند؛ compressive به فشار ناشی از فشردن مربوط است. حتی مادهای سفت نیز ممکن است استحکام کششی زیادی داشته باشد.
