احساس عصبیبودن یا فشار که آرامشدن را دشوار میکند
مثالهای طبیعی
Tension filled the room before the decision was announced.
پیش از اعلام تصمیم، تنش فضای اتاق را پر کرده بود.
Exercise can reduce tension after a difficult day.
ورزش میتواند پس از یک روز دشوار تنش را کاهش دهد.
The joke helped ease the tension between them.
شوخی کمک کرد تنش میان آنها کمتر شود.
نکتهٔ کاربردی
این معنی اغلب فشار عاطفی در یک شخص، اتاق، گفتوگو یا موقعیت را توصیف میکند.

