معنی ۱formal · 86%
دارای شکل یا حرکت امتدادی شبیه شاخکهای جانوران.
مثالهای طبیعی
Tentacular branches of steel reached across the gallery.
شاخههای فولادیِ شاخکمانند در سراسر نگارخانه امتداد یافته بودند.
The creature displayed long tentacular arms under the water.
جانور بازوهای شاخکمانند و بلندی را زیر آب نشان داد.
The shadows looked tentacular against the bedroom wall.
سایهها روی دیوار اتاقخواب شبیه شاخک به نظر میرسیدند.
نکتهٔ کاربردی
در نثر عمومی کمکاربرد است؛ هم بهصورت حقیقی برای زائدههای جانوران و هم مجازی برای شکلهای شاخکمانند به کار میرود.
