مدتی که فرد یک شغل، مقام یا سمت مهم را در اختیار دارد
مثالهای طبیعی
Profits doubled during her tenure as chief executive.
سود شرکت در دورهٔ تصدی او بهعنوان مدیرعامل دو برابر شد.
His tenure was marked by major constitutional reforms.
دورهٔ تصدی او با اصلاحات بزرگ قانون اساسی همراه بود.
Several departments merged throughout her tenure.
در سراسر دورهٔ تصدی او چند اداره با هم ادغام شدند.
نکتهٔ کاربردی
این معنی به زمان حضور در یک سمت اشاره دارد، بهویژه در بحث رسمی دربارهٔ رهبران، مقامها یا کارکنان ارشد.
