معنی ۱formal · 90%
چیزی را بهطور رسمی یا کامل پایان دادن، یا به پایان رسیدن
مثالهای طبیعی
The company terminated his employment after repeated misconduct.
شرکت پس از تخلفات مکرر، استخدام او را خاتمه داد.
Either party may terminate the contract with written notice.
هر یک از طرفین میتواند با اعلام کتبی قرارداد را فسخ کند.
The service terminates at Central Station after midnight.
این سرویس پس از نیمهشب در ایستگاه مرکزی پایان مییابد.
نکتهٔ کاربردی
`Terminate` از `end` رسمیتر است و در بافتهای حقوقی، استخدامی، فنی و اداری رایج است.
