بسیار یا بهشدت، بهویژه همراه احساسات، وضعیتها یا ارزیابیهای منفی
مثالهای طبیعی
I'm terribly sorry about missing your call.
خیلی متأسفم که تماس تو را از دست دادم.
The room became terribly cold after midnight.
بعد از نیمهشب اتاق بهشدت سرد شد.
Something went terribly wrong during the update.
هنگام بهروزرسانی چیزی بهشدت اشتباه پیش رفت.
نکتهٔ کاربردی
این کاربرد با صفتهایی مانند `sorry`، `wrong`، `cold`، `difficult` و `upset` رایج است.
