ناحیهای از زمین که تحت کنترل یک کشور، دولت یا گروه است
مثالهای طبیعی
The island became part of the country's territory.
این جزیره بخشی از قلمرو کشور شد.
Several territories gained independence during the twentieth century.
چند قلمرو در طول قرن بیستم استقلال پیدا کردند.
Both sides claimed the same territory for years.
هر دو طرف سالها ادعای مالکیت همان قلمرو را داشتند.
نکتهٔ کاربردی
`Territory` میتواند به زمین بهطور کلی یا یک منطقهٔ سیاسی یا اداری مشخص اشاره کند.

