فردی که اعمال تروریستی را انجام میدهد یا از تروریسم حمایت میکند
مثالهای طبیعی
The court convicted the terrorist after a lengthy trial.
دادگاه پس از محاکمهای طولانی آن تروریست را محکوم کرد.
Police arrested a suspected terrorist during the investigation.
پلیس در جریان تحقیقات یک فرد مظنون به تروریسم را بازداشت کرد.
The novel follows a journalist tracking a terrorist.
رمان دربارهٔ روزنامهنگاری است که در تعقیب یک تروریست است.
نکتهٔ کاربردی
در بافتهای خبری و حقوقی، وقتی وضعیت فرد قطعی نشده است، از انتساب دقیق مانند `suspected` یا `convicted` استفاده کنید.

