با واژههایی بسیار اندک سخنگفتن یا نوشتن، اغلب با لحنی خشک یا ناگهانی.
مثالهای طبیعی
His terse email offered no explanation for the refusal.
ایمیلِ کوتاه و خشکِ او هیچ توضیحی برای ردِ درخواست نداشت.
The judge became terse when questioning continued.
وقتی پرسشها ادامه یافت، قاضی کوتاهتر و خشکتر پاسخ داد.
The second statement was terser but more informative.
بیانیهٔ دوم کوتاهتر بود، اما اطلاعاتِ بیشتری میداد.
نکتهٔ کاربردی
Concise معمولاً تحسینآمیز است؛ اما terse میتواند حسِ خشکی یا بیحوصلگی را هم منتقل کند.
