test
A1اسم/US /tɛst/ tĕst; UK /tɛst/ tĕst/
آزمودن، آزمایش، آزمایش کردن
JadoLearn Dictionary
معنی test به فارسی، تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
آزمودن، آزمایش، آزمایش کردن
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
معیار
متعارف، استاندارد، معیار
تجربه، آزمودگی، تجربه کردن
اثبات، ملاک، حجت
آزمودن
هیچکدام؛ هیچکس؛ هیچ
پرده، یفا کردن، اقدام کردن
کنش، عمل، فعل
مخاطب قرار دادن، سرخط، نشانی
پیش افتادن، پیشرفت کردن، جلو افتادن
وکیل مدافع، طرفدار بودن
عصر، نیمروزی، بعد از ظهر
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.