اظهار رسمیِ یک شاهد که بهعنوان مدرک، بهویژه در دادگاه یا تحقیق رسمی، ارائه میشود
مثالهای طبیعی
Her testimony contradicted the defendant's earlier statement.
شهادت او با اظهارات قبلی متهم تناقض داشت.
The jury listened carefully to the witness testimony.
هیئت منصفه با دقت به شهادت شاهد گوش داد.
Several testimonies described similar failures in management.
چند شهادت، ناکامیهای مشابهی در مدیریت را توصیف کردند.
نکتهٔ کاربردی
`Testimony` در بافت حقوقی معمولاً غیرقابلشمارش است؛ `testimonies` میتواند به چند روایت شخصی جداگانه اشاره کند.
