فرایند بررسی چیزی برای مشخصکردن اینکه چقدر خوب، ایمن یا درست کار میکند
مثالهای طبیعی
Testing revealed several serious problems in the new software.
آزمایش چند مشکل جدی را در نرمافزار جدید آشکار کرد.
The equipment requires extensive testing before release.
این تجهیزات پیش از عرضه به آزمایش گسترده نیاز دارند.
Testing for contamination continued throughout the week.
آزمایش برای آلودگی در طول هفته ادامه داشت.
نکتهٔ کاربردی
`Testing` معمولاً به یک فرایند اشاره دارد، بنابراین در این معنی عموماً غیرقابلشمارش است.

