شیوهای که یک سطح یا ماده از نظر لمس، ظاهر یا ساختار فیزیکی احساس یا دیده میشود
مثالهای طبیعی
The bread has a light, airy texture.
نان بافتی سبک و پرهوا دارد.
Different textures create contrast within the room.
بافتهای متفاوت در فضای اتاق تضاد ایجاد میکنند.
The artist added texture with thick layers of paint.
هنرمند با لایههای ضخیم رنگ به سطح بافت داد.
نکتهٔ کاربردی
`Texture` میتواند حس غذا در دهان، حس یک ماده هنگام لمس یا ظاهر یک سطح را توصیف کند.
