معنی ۱neutral · 90%
برای بیان اینکه موقعیتی نتیجهٔ خوبی داشته و نشان دادن آسودگی خاطر یا قدردانی از آن
مثالهای طبیعی
Thankfully, everyone reached the hotel before the storm.
خوشبختانه همه پیش از طوفان به هتل رسیدند.
The backup worked, thankfully, and no data was lost.
خوشبختانه نسخهٔ پشتیبان کار کرد و هیچ دادهای از بین نرفت.
Thankfully, the tests revealed no serious complications.
خوشبختانه آزمایشها هیچ عارضهٔ جدیای نشان ندادند.
نکتهٔ کاربردی
`Thankfully` دربارهٔ کل موقعیت نظر میدهد و به `fortunately` نزدیک است، اما اغلب حس شخصیِ قویتری از آسودگی یا قدردانی دارد.
