معنی ۱neutral · 90%
چیزی یا چیزهایی که متعلق به آنهاست یا با آنها ارتباط دارد
مثالهای طبیعی
The red car is theirs.
خودروی قرمز مال آنهاست.
Our bags are lighter than theirs.
کیفهای ما از کیفهای آنها سبکترند.
That final decision was theirs.
آن تصمیم نهایی بر عهدهٔ آنها بود.
نکتهٔ کاربردی
پیش از اسم از `their` و بدون اسم بعدی از `theirs` استفاده میشود.
