بر پایهٔ اندیشه یا شواهد، توضیحی احتمالی برای پدیدهای پیشنهاد کردن.
مثالهای طبیعی
Scientists theorize that warmer seas intensify these storms.
دانشمندان این فرضیه را مطرح میکنند که گرمترشدن دریاها این طوفانها را شدیدتر میکند.
The host theorized about the missing manuscript.
مجری دربارهٔ دستنوشتهٔ گمشده نظریهپردازی کرد.
She is theorizing why customers avoid the new feature.
او دارد دربارهٔ اینکه چرا مشتریان از قابلیت جدید استقبال نمیکنند، فرضیهسازی میکند.
نکتهٔ کاربردی
theorize توضیحی را مطرح میکند که هنوز لزوماً اثبات نشده است؛ اگر مبنای آن شواهد باشد، از حد یک حدس تصادفی فراتر میرود.
