معنی ۱neutral · 85%
وسیلهای برای تنظیم گرمایش یا سرمایش در دمای انتخابشده
مثالهای طبیعی
Turn down the thermostat before bed.
پیش از خواب درجهٔ ترموستات را پایین بیاور.
Our thermostat keeps the room at twenty degrees.
ترموستات ما دمای اتاق را روی بیست درجه نگه میدارد.
The technician replaced a broken thermostat.
تعمیرکار ترموستات خراب را عوض کرد.
نکتهٔ کاربردی
ترموستات دما را کنترل میکند؛ دماسنج دما را اندازه میگیرد.
ترکیبهای رایج
— تنظیم ترموستات
