معنی ۱neutral · 95%
داشتن فاصلهٔ زیاد میان دو سطح یا طرف مقابل
مثالهای طبیعی
The wall is very thick.
دیوار بسیار ضخیم است.
He cut a thick slice of bread.
او یک برش ضخیم از نان برید.
Her thick coat kept her warm outside.
کت ضخیم او در بیرون گرم نگهش داشت.
نکتهٔ کاربردی
برای چیزهایی که فاصلهٔ میان یک طرف تا طرف دیگرشان نسبتاً زیاد است از thick استفاده کن.

