معنی ۱neutral · 95%
یکی از سه بخش مساوی یک چیز
مثالهای طبیعی
I ate a third of the cake.
من یکسوم کیک را خوردم.
One third of students chose the second option.
یکسوم دانشآموزان گزینهٔ دوم را انتخاب کردند.
Use two thirds of the bottle.
دوسوم محتویات بطری را استفاده کن.
نکتهٔ کاربردی
برای یک بخش از a third یا one third و برای دو بخش از two thirds استفاده کن.
ترکیبهای رایج
— یکی از سه بخش مساوی

