احساس ناخوشایندِ نیاز به نوشیدن آب یا مایعی دیگر.
مثالهای طبیعی
Thirst made it hard to concentrate.
تشنگی تمرکزکردن را دشوار کرده بود.
Strong thirst can be a sign of dehydration.
تشنگی شدید میتواند نشانهٔ کمآبی بدن باشد.
The travellers suffered from thirst in the desert.
مسافران در بیابان از تشنگی رنج بردند.
نکتهٔ کاربردی
در درخواستهای روزمره، I am thirsty رایجتر از I feel thirst است. Thirst اسم است و thirsty صفت.
