معنی ۱neutral · 95%
ایده، نظر یا تصوری که به ذهن میآید
مثالهای طبیعی
I had a thought about the new project.
فکری دربارهٔ پروژهٔ جدید به ذهنم رسید.
The thought of flying makes him nervous.
فکر پرواز او را مضطرب میکند.
She shared her thoughts about the plan.
او افکارش را دربارهٔ برنامه با دیگران در میان گذاشت.
نکتهٔ کاربردی
برای چند ایده یا نظر که شخص دربارهٔ موضوعی دارد از thoughts استفاده کن.
ترکیبهای رایج
— فکر یا ایدهای داشتن

