نشان دادن توجه به نیازها، احساسات یا آسایش دیگران
مثالهای طبیعی
That was a thoughtful gift for someone recovering at home.
برای کسی که در خانه دورهٔ نقاهت را میگذراند، هدیهٔ باملاحظهای بود.
She was thoughtful enough to warn us about the delay.
او آنقدر باملاحظه بود که دربارهٔ تأخیر به ما هشدار داد.
Leaving clear instructions was especially thoughtful of him.
اینکه دستورالعملهای روشنی گذاشته بود، از طرف او بسیار باملاحظه بود.
نکتهٔ کاربردی
در این معنی، `thoughtful` رفتارِ باملاحظه را توصیف میکند، نه تفکر عمیق و تحلیلی را.
