معنی ۱neutral · 90%
عدد یا مقدار ۱٬۰۰۰.
مثالهای طبیعی
The village has one thousand people.
این روستا هزار نفر جمعیت دارد.
The car costs twenty thousand euros.
قیمت این خودرو بیست هزار یورو است.
We walked a thousand steps.
ما هزار قدم راه رفتیم.
نکتهٔ کاربردی
پس از یک عدد دقیق، thousand معمولاً بهشکل مفرد باقی میماند: three thousand people.
