حالتی که فرد بهشدت زیرِ نفوذ، سلطه یا افسونِ شخص یا نیرویی قرار گرفته باشد.
مثالهای طبیعی
The tabloids remained in thrall to the actor’s reputation.
روزنامههای زرد همچنان اسیرِ شهرتِ آن بازیگر مانده بودند.
Officials were in the thrall of outdated economic assumptions.
مقامها زیرِ سلطهٔ پیشفرضهای اقتصادیِ منسوخ بودند.
Fans seemed completely in thrall to the singer’s voice.
هواداران انگار کاملاً مجذوبِ صدای خواننده شده بودند.
نکتهٔ کاربردی
در کاربردِ رایجِ امروز، thrall را بهتنهایی مانند یک اسمِ شمارشپذیر استفاده نکنید؛ ساختارهایِ in thrall to و in the thrall of را حفظ کنید.
