رشتهای باریک از ماده که برای دوختن یا ساخت پارچه بهکار میرود
مثالهای طبیعی
I need stronger thread to repair this seam.
برای تعمیر این درز به نخ محکمتری نیاز دارم.
A loose thread was hanging from the sleeve.
یک نخ شل از آستین آویزان بود.
She sorted the threads by colour and thickness.
او نخها را بر اساس رنگ و ضخامت مرتب کرد.
نکتهٔ کاربردی
برای مادهٔ خیاطی بهطور کلی از `thread` بهصورت ناشمارا و برای یک رشته یا تکهٔ منفرد از `a thread` استفاده میشود.
