معنی ۱formal · 85%
در سه نوبت مجزا یا در مجموع سه بار.
مثالهای طبیعی
She had visited the village thrice before.
او پیش از آن سه بار از روستا دیدن کرده بود.
The bell rang thrice at noon.
ناقوس ظهر سه بار به صدا درآمد.
Thrice he knocked, but nobody answered.
سه بار در زد، اما هیچکس پاسخ نداد.
نکتهٔ کاربردی
thrice در بسیاری از موقعیتها رسمی، کهنه یا ادبی به نظر میرسد؛ در گفتوگوی معمولی three times طبیعیتر است.
ترکیبهای رایج
— هفتهای سه بار
