معنی ۱neutral · 86%
احساس ناگهانی و شدید هیجان یا لذت.
مثالهای طبیعی
The roller coaster gave us a thrill.
ترن هوایی هیجان زیادی به ما داد.
She felt a thrill when the music began.
وقتی موسیقی شروع شد موجی از هیجان حس کرد.
He enjoys the thrill of discovery.
او از هیجان کشف چیزهای تازه لذت میبرد.
نکتهٔ کاربردی
اغلب با of میآید تا موقعیت هیجانانگیز را نام ببرد.
ترکیبهای رایج
— هیجان واقعی
