معنی ۱neutral · 90%
مجرایی در گردن که غذا و هوا از آن عبور میکنند
مثالهای طبیعی
My throat hurts when I swallow.
وقتی قورت میدهم، گلویم درد میکند.
She woke with a sore throat.
او با گلودرد از خواب بیدار شد.
The doctor examined his throat.
پزشک گلوی او را معاینه کرد.
نکتهٔ کاربردی
`Throat` قابلشمارش است، اما `sore throat` معمولاً بهصورت مفرد استفاده میشود.
ترکیبهای رایج
— درد یا تحریک در گلو

