معنی ۱neutral · 85%
صدایی بسیار بلند، بم و پرقدرت ایجاد کند.
مثالهای طبیعی
The singer returned to thundering applause.
خواننده با تشویقهای رعدآسا به صحنه برگشت.
We could barely speak beside the thundering falls.
کنار آبشار خروشان بهسختی میتوانستیم حرف بزنیم.
The thundering hooves grew louder near the finish line.
هرچه به خط پایان نزدیکتر میشدند، صدای کوبندهٔ سمها بلندتر میشد.
نکتهٔ کاربردی
thundering صدای پرقدرت را توصیف میکند و لزوماً به توفان واقعی ربط ندارد.
