بسیار حساس به لمس سبک، بهگونهای که شخص بهراحتی میخندد.
مثالهای طبیعی
My little brother is extremely ticklish.
برادر کوچکم خیلی قلقلکی است.
Are your feet ticklish?
کف پاهایت قلقلکیاند؟
She became ticklish when someone touched her neck.
وقتی کسی گردنش را لمس میکرد قلقلکش میآمد.
نکتهٔ کاربردی
ticklish میتواند موقعیت حساسی را هم توصیف کند که به ظرافت نیاز دارد.
