معنی ۱neutral · 86%
بدون بالا و پایین رفتن محسوسِ سطح آب بر اثر جزرومد.
مثالهای طبیعی
The inland lake is effectively tideless throughout the year.
این دریاچهٔ داخلی در تمام سال عملاً جزرومد محسوسی ندارد.
We reached a tideless inlet sheltered from the open sea.
به خورِ کمجزرومدی رسیدیم که از دریای آزاد در امان بود.
Unlike the estuary, this lagoon seems almost tideless.
برخلاف مصب رودخانه، این تالاب تقریباً بیجزرومد به نظر میرسد.
نکتهٔ کاربردی
این صفت اغلب تقریبی است؛ بعضی پهنههای آبی جزرومد بسیار ناچیزی دارند، نه اینکه مطلقاً هیچ جزرومدی نداشته باشند.
