معنی ۱neutral · 95%
چیزی را با نخ، طناب یا گره محکم کردن.
مثالهای طبیعی
He tied his shoes.
او بند کفشهایش را بست.
She tied the box with string.
او جعبه را با نخ بست.
They tied the plant to a stick.
آنها گیاه را به یک چوب بستند.
نکتهٔ کاربردی
وقتی چیزی را محکم میکنی، tie it with string یا tie it to another object استفاده کن.
ترکیبهای رایج
— بند کفشهایت را بستن

