یک سطح از نظام رتبهبندی یا طبقهبندیشده.
مثالهای طبیعی
Customers can choose a higher subscription tier.
مشتریان میتوانند سطح بالاتری از اشتراک را انتخاب کنند.
The stadium has three seating tiers.
ورزشگاه سه طبقه جایگاه تماشاگران دارد.
Which pricing tier suits your needs?
کدام ردهٔ قیمتگذاری برای نیازهایت مناسب است؟
نکتهٔ کاربردی
tier یک ردهٔ مشخص است؛ level میتواند معنای گستردهتری داشته باشد.
