معنی ۱neutral · 86%
دستگاه یا کشویی در مغازه که پول نقد فروش را در آن نگه میدارند.
مثالهای طبیعی
She counted the money in the till.
او پول داخل صندوق را شمرد.
The cashier opened a new till.
صندوقدار یک صندوق تازه باز کرد.
Two tills stopped working yesterday.
دیروز دو صندوق از کار افتادند.
نکتهٔ کاربردی
در انگلیسی بریتانیایی رایجتر است؛ آمریکاییها غالباً cash register میگویند.
ترکیبهای رایج
— صندوق پول یا کشوی نقدی
