اثر یا رگهای بسیار کم از رنگی مشخص.
مثالهای طبیعی
There was a tinge of pink in her cheeks.
روی گونههایش تهرنگی صورتی دیده میشد.
The leaves showed tinges of gold by September.
تا ماه سپتامبر، رگههایی طلایی در برگها دیده میشد.
A blue tinge appeared under the studio lights.
زیر نورهای استودیو تهرنگی آبی پدیدار شد.
نکتهٔ کاربردی
tinge به رنگی کمرنگ و جزئی اشاره دارد، نه رنگی غالب یا شدید.
